ღ JUST F☼R laugh ღ

(◕‿◕)

سلام

راستش و بخواین خیلی دلم گرفته

از یه طرف که این امتحانا حوجوم اوردن از یه طرفم....

ولش کنید حالا ...

یه سوال  خیلی خیلی مهم از تون داشتم ....می خواستم بدونم شما یه دوست قدیمی دارین که سالها هم دیگه رو ندیده باشین و بعد 4 ،5 سال که هم دیگه رو ندیده باشین؟

خب قطعا انتظار داری وقتی دیدیش ازت به خوبی استقبال کنه و باهم  تجدید خاطرات کنین ولی اون بیاد  ذل بزنه تو چشماتون بگه ...

ما هیچ خاطره ای باهم نداریم تو همیشه اویزونم بودی یا به قول بعضیا اینهو کنه بهم وصل بودی؟

خدایی راستش و بگین چه حسی بهتون دست می ده؟ ترو خدا راستش و بگین ...

امروز یه همچین اتفاقی برام افتاد ... البته نه به طور مستقیما ... نه دورا دور به گوشم رسید ....

یعنی باورم نمی شد یکی که ... دوست صمیمیم البته یه روزی حسابش می کردم و خیلی دوسش داشتم اینجوری بهم بگه ...

یعنی واقعا فکر نمی کردم یه همچین احساسی نسبت بهم داشته باشه

دختره ی سه نقطه

شما به جای من بودین چی کار می کردین؟ ترو خدا برام بنویسین .... پس فردا قراره دوباره ببینمش ... می خوام برم یه جواب دهن پر کن یا یه کاری که کم بیاره بکنم ولی  خیلی می ترسم ترو خدا کمکم کنین

باور کنین تو خودم خورد شدم

.

.

.

حالا اینا رو بیخیال .... یه دو سه تا ترول براتون گذاشتم مناسب حالم قشنگن برین ببینین


 

ترول غمگین بودن زندگی من و تو

.

.

.

 

.

.

بچه ها ترو خدا من منتظر کامنتاتون هستما

بخدا تو بعد وضعیم کمکم کنین

بای بای فعلا


برچسب‌ها:
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/۳ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط farnaz نظرات () |